سلطان محمد مطربي سمرقندي
426
تذكرة الشعراء ( فارسي )
مطلع : خوبان كه ما از ايشان يكدم جدا نباشيم * دانند قدر ما را روزى كه ما نباشيم مطلع : بر جبين چو مهت ابروى مانند هلال * همچو موجى است كه پيدا شده بر آب زلال [ « 152 » ] [ يمنى وجيه الدين ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] يمنى ، اسمش وجيه الدين بوده چون آباء او از ولايت يمن بودهاند ، بدانجهت « يمنى » تخلّص مىنموده . به زن خواستن غريب مولع و به مضمون بيت : زنى نوكن اى خواجه هرنوبهار * كه تقويم پارى نيايد به كار در هرچندگاه زنى مىخواسته ، چون ملايم طبيعت نمىآمده ، باز مىگذاشته . نوبتى ارادهء خواستن زنى نموده ، ترسيده كه مبادا موافق طبيعت نباشد ، رفته به عالمى فاضلى در اين باب به مدلول حديث : « المستشار مؤتمن » « 1 » مشورت نموده ، آن فاضل اين حديث را نوشته به او داده ، چون به مضمون آن عمل نموده ، فايدهء بسيار ديده . بيت : مشورت رهبر صواب آمد * در همه كار مشورت بايد و آن حديث اين است : « قال النّبى - صلّى اللّه عليه و سلّم - لا يتزوّجن خمسا ، شهبرة و لا
--> ( 152 ) . سيد محمد باقر بن شريف عبد اللّه يمنى ، مشهور به مير عرب و از سادات بوده است . خانداش از مردم حضرموت بودهاند و در آنجا حكمرانى داشتهاند . پدرش را ناگاه جذبهاى روى داده و از منصب خود دست شسته و جزو مريدان خواجه عبد اللّه احرار شده و به ماوراء النهر رفته است . عبد اللّه خان پسرش را كه خردسال بوده ، تربيت كرده و وى كسب دانش نموده و در بخارا به تدريس پرداخته و غزل را نيكو مىسروده و يمنى تخلّص مىكرده است : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 633 . ( 1 ) . بحار الانوار ، 43 / 337 ، باب 16 ، ح 9 و 75 / 101 ، باب 48 ، ح 22 .